Daisypath Anniversary Years Ticker Lilypie Premature Baby tickers 93-عاشقتم گل من - روزهای قشنگ من و همسری

به قول بچه های وبلاگی وقتی یه مدت نمینویسی چقدر نوشتن سخت میشه .اصلن نوشتنت نمی اد .
اما  من اینجا رو دوست دارم و اولین باره که توی این یکی وبم دارم یک ساله مینویسم و اینجا رو هم خیلی دوست دارم چون کلی توش اتفاقات خوشگل واسمون افتاده که بابتش خدا رو شکر میکنم
و میخوام حالا حالا ها توش بنویسم .البته این مدت که کم و بیش میومدم و کامنت میذاشتم خیلی  خیلی شرمنده محبتای شما میشدم که با اینکه بهتون سر نمیزدم اما شما همیشه  بهم لطف داشتید .
خدا رو شکر میکنم که حالم رو به بهبودیه . و حدداقل میتونم کارای ساده رو مثل جمع و جور کردن خونه و غذا  و اینا رو انجام بدم اما این مدت خیلی خیلی حامدم رو اذیت کردم .
تمام اون وقتایی که حالم بد بود و همیشه سایه به سایه من میومد که نکنه حالم بد شه یا برام لیمو میاورد یا مواظبه که من همیشه ویتامینامو بخورم . یا حواسش جمعه که من خسته نشم .بهم فشار نیاد .ممنونم ازش که این مدت تموم بی نظمی های خونه .غذا نداشتنومون رو .خلاصه همه چی رو تحمل کرد.مرسی عشق من .
بهت افتخار میکنم
افتخار میکنم وقتی میدیدم تو سرما خوردی و توی تب میسوزی اما بازم حواست هست که من به خودم فشار نیارم .
ممنونتم...
چند روز پیشا داشتیم از یه خیابون فرعی رد میشدیم که یهوو من چشم خورد به یه مغازه لباس بچه وایییی نمیدونید چه لباسای فشنی داشت واسه بچه ها .من که عاشق لباساش شذم و  خلاصه یه ست لباس  واسه نی نی  مون که هنوز نمیدونیم دخمله با پسر خردیدیم رنگشم لیموییه
نمیدونم مامان که میگه پسر داری اما واسه خودم واقعا مهم نیست فقط سلامتیش برام مهمه .
و دیگه اینکه کم کم داره اثرات حاملگی خودشو نشون میده شکمم بخورده بزرگ شده و حالا همه اینو بهم میگن و من هم کلی ذوق میکنم :)))
دیگه فعلا خبری  نیست جز اینکه شنبه هم نوبت دکتر دارم اما حتما این بار دیگه سونو انجام نمیده تا ماه بعد که برم واسه تعیین جنسیت هان؟

+ تاريخ ۱۳۸۸/۸/٢٥ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ نويسنده الهام نظرات ()