Daisypath Anniversary Years Ticker Lilypie Premature Baby tickers 47-کلافه ام - روزهای قشنگ من و همسری

Ufile Image Uploader

بالاخره خونه پیدا کردیم .بعد از چند روز گشتن و اعصاب خوردی هاش .

وای که چقدر خونه گرون بود .اخه ما اولین با  بود که میخواستیم خونه کرایه کنیم همیشه رهن کامل بودن خونه هامون .اما امسال چون ماشین خریدیم اونقدر پول نداشتیم که خونه خوبی رهن کنیم

بنابراین به ناچار تصمیم به اجاره گرفتیم .و من هنوز هم معتقدم که پول مفتیه که میدیم به صاحب خونه اما چه میشه کرد .

میگم اعصاب خوردی چون خونه هایی میدیدیم که به لونه سگ بیشتر شبیه بودن اما بالاخره یه خونه خوب پیدا کردیم .یه خورده بهمون فشار میاد واسه پولش اما خوب خونه و محله اش خیلی خوبه .

چه میدونم

حالا توی این شرایط استرس و فشار خیلی رومه .از یه طرف این هفته جابجایی دارم و بعدش هم چیدن خونه که خودتون میدونین...

از یه طرف امتحانام و ترم اخر بودن من .نمیدونم اصلن بتونم بخونم یا نه .از اون طرفم همسر خان من توی این شرایط داره داداششو میاره مهمونی .

نمیدونم این چند روزه حس میکنم ادمای اطرافم اصلن فکر ندارن .حالا من این میون باید هم خونه بچینم هم مهمون داری کنم و هم درس بخونم ...

خسته ام و کلافه...

-------------------------

مثل اینکه با نوشتن این پست باز هم من محکوم شدم توسط همسر خان .هیچ وقت دوست نداشتم اینجا از مشکلاتم بگم از صبح هم میخواستم یه پست مبسوط بذارم در این باره .اما ترجیح میدم اینجا محلی باشه واسه ثبت خاطرات خوبم .جایی که اگه بعد خوندمش یادم باشه که چقدر دوست داشتم و دارم نه جایی که...

+ تاريخ ۱۳۸۸/۳/٢ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ نويسنده الهام نظرات ()