111-حال و احوال این روزا

چقدر وبلاگستان سوت و کوره ادم دلش میگیره

امسال هم به همین سادگی شروع شد و خوب قاعدتا همه الان مسافرتن

ولی ما امسال خونه نشینیم دیگه .

مامی شوشو اینا رفتن یه سر خونه عمه شو شو .همسری هم بیرونه .منم واسه ظهر استانبولی رو گذاشتم چون به نظرم ساده ترین و کم کار ترین غذا بود .حالا کی حوصله کنم برم سالاد درست کنم نمیدونم ساکت

جدیدا خیلی خوابیدنم سخت شده و صبح ها همیشه با کوفتگی پهلوهام بلند میشم .

خیلی خیلی سنگین شدم .یعنی میشه گفت بالاترین وزنی که توی تمام عمرم دارم تجربه اش میکنم

یادتونه با 59 شروع شد حاملگیم و حتی به 56 هم رسید اما حالا....

دیشب که رفتم روی ترازو 74 بودم

هییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

یعنی اگه این وزنه برنگرده دق میکنم من .کلافه

دیشب به همسری میگم همین جوری پیش بره هم وزن میشیم به زودی .(البته اون 80 کیلو اه ) میگه اره دیگه راهی نموندهنیشخند

اینم از بحث شیرین اضافه وزنسبز

مامان ابنا هنوز نیومدن از مسافرت .اما دم به دیقه زنگ میزنه مبادا من یهو تصمیم بگیرم بزام نیشخند

واسه امسال کلی با همسری تصمیم داریم .نمیدونم اصلا میتونیم به همشون برسیم؟؟؟؟

چقدر پراکنده نوشتمابله

 

/ 8 نظر / 8 بازدید
سحربانو

آره این روزا همه رفتن مسافرت:) پس حسابی تپلی شدی دوست جون:) اشكال نداره بعدش كه نی نی خوجگله به دنیا بیاد دوباره بر میگردی به وزن سابقت:)

سحر مامي تنديس

[قلب]الهام جونم خوفی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بابا من که 92 کیلو شده بودم.دییییییییییییییییییییی[نیشخند] فرصت زیاده برای کم کردن وزن.واسه این چیزا نگران نباشی عزیزم. نینی خوبه.پس شمارش معکوس برای اومدن نینین شروع شده[چشمک] ایشالا که سالم و سلامت باشین.[قلب] بوس بوس.بابای[بغل][ماچ][بغل]

من و هسمري

سلام گلم! خوبي؟؟؟؟؟ عيدت مبارك [پلک][گل] گلي وزنت با مراقبت و تلاش خودت برمي گرده عزيزم![چشمک] مثلاً ني ني تو دلت ها![گاوچران]

بانو

مطمئن باش برمی گردی... اصلا ناراحت نباش..

بنفشه

اگه وزن منو بهت بگم، الان کلاتو صدتا آسمون می ندازی هوا!! تازه شروع بارداری 53 بودم یعنی از تو لاغرتر [نیشخند] بی خیال این حرفا الی جون، نی نی ها رو دو دستی بچسبیم فعلا تا بعد خدا بزرگه!! من که فکر کنم باید یه سالی چیزی نخورم تا برگردم سر وزن اولم [چشمک]

fafa

سال نو مبارک ایشالا امسال سالى تو باشه خانوم گل!