104-دغدغه های مادر شدن

تا قبل حاملگیم فکرشم نمیکردم که حاملگی اینقدر مسئولیت واست بیاره

خدا رو شکر میکنم تا الان هیچ مشکلی نداشتم و از خدای مهربون میخوام که این چند هفته باقی مونده رو هم نی نیمو سالم حفظ کنه تا بتونم از بوی وجودش سرمست شم

خدای مهربونم اول از همه ازت ممنونم که به من و همسری این لیاقت رو دادی که طعم شیرین مادر و پدر شدن رو بچشیم

طعمی که خیلی خیلی شیرینه و غیر قابل و صف .خدای دوست داشتنی من تو همیشه  و همه جا بهترین یار و یاور ما بودی و تنهامون نذاشتی حالا هم پشت و پناه کوچولوی ما باش و حفظش کن

این روزا هر چی که به اخر این دوران میرسم استرسم زیاد تر میشه

هی باید مواظب تکونای نی نی باشم .مواظب حرکات شبم باشم و یهو جایجا نشم .گرچه گاهی هم اتفاق میوفته .

چند وقت پیش یکی از دوستام توی هفته ٣٠ نینیش بدنیا اومد ولی زنده نموند :(

فقط اونایی که نی نی دارن میفهمن چقدر سخته .

 

دخترکم

مامانی این روزا همه دغدغه اش شدی تو .خیلی مراقب خودت باش عزیزم اون تو .دیگه تا اومدنت چیزی نمونده عسلم.

دلم برای بغل گرفتن و بوییدنت پر میکشه...

پ ن :مینا جون با دیدن کامنت خصوصیت کلی ذوق کردم .تو کجایی دختر ؟یه ادرسی از خودت بده توی وبلاگت هم که نمینویسی.من منتظرم

/ 5 نظر / 15 بازدید
fafa

من و همه دوستای وبلاگی هم بی صبرانه منتظر نی نی نازت هستیم

سحربانو

الهیییییییییییییییییییی. حتما نینیت مواظب خودش هست دوست جونمممممممم:)

عسل

به خودت استرس وارد نکن الهام گلم. خدایی که تو و همسرت رو بعد از اون دوری ها کنار هم قرار داد حالا هم ثمره ی عشقتونو حفظ خواهد کرد. قدر خوبختی و شادیتو بدون گلم...

پریسا(خانه کودکی)

دوران حاملگی با همه استرس و اضطرابی که داره بازم به یاد موندنی و شیرینه[قلب]

سارا سارا

وای مامانی الهام خوشحالم اپ کردی بعد یک قرن...نینی کی میاد انشالله؟؟؟