144- ورود به ماه نهم و سفر به زادگاه پدری

این تعطیلات رو سفر بودیم !

زادگاه پدری آرینا خانوم .که برای اولین بار رفته بود .خوب بود و خوش گذشت 

همون جا هم آرینا خانوم ما  هشت ماهش تموم شد و رفت توی ماه نهم

الان دیگه حسابی خانوم شده

میشینه و  تلاش بسیاری داره واسه اینکه چهار دست و پا بره .

دس دسی میکنه

صداهای عجیب در میاره و گاهی میزنه زیر آواز

دالی بازی میکنه

شیطون شده حسابییییییی

و شیرینننننننننن

جوری که میخوای درسته قورتش بدی

دیشب هم که شب یلدا بود ولی همسری پیشمون نبود و ماموریت خورده بود .اصلا هم خوش نگذشت تنهایی ولی خوب اولین یلدای دخترم بود

امیدوارم امروز برگرده

آرینا حسابی آتیش میسوزونه و جالبه وقتی میخواد خرابکاری کنه میفهمه

اول یه نیگا به من میکنه یه لبخند میزنه و سریع خرابکاریشو انجام میده قبل رسیدن منو  بعدشم میخنده ...  

قصد دارم آرینا رو ببرم آتلیه اما کی با این ماموریتای همسری بشه نمیدونم ...

/ 9 نظر / 11 بازدید
عروسک مامانی(درباره ی الی)

سلام الي جون والا اينجوري كه شما از آرينا جون تعريف كردي من دلم ضعف رفت كه عكسشو ببينم يالا ما عكس ميخوايم [ماچ][گاوچران]

ستایش

ای جان مننننننننننننننننن.

بازیگوش

الهیییییییییییی عزیزم اتلیه رو هر چه زودتر ببیررر خاطره میشه[قلب]

بانو

ایشاالله همیشه سالم باشه و لب های کوچیکش پر از خنده... [بغل]

مهکامه

آخی نازی به این عروسک بامزه که دس دسی میکنه ایشالا سال دیگه کنار هم شب یلدای شیرینی داشته باشین

آمارین

این مسافرتاشو براش یادداشت کن مامانم برای من همه رو نوشته. البته تاریخ دقیقا ندارن:دی

fafa

گفتم ستاره سهيل شده بودي نگو مسافرت تشريف داشتند خانوم.... ايشالا كه خوش گذشته حسابي... دخملت رو هم از طرف من ببوسش...

درمونده تنها

وااااااااااااااااااااااااااااای چقد نازه این پدرسوخته آخ ببخشید هیجانزده شدم واقعا ناتزه خدا واستون نگهش داره