150-ورود به ماه یازدهم

بچه که بودم همیشه عاشق این بودم که عید برسه و من لباس بخرم و همه چیم نوی نو بشه و روز اول عید لباسامو بپوشم و کلی کیف کنم

آخی یادش بخیر

اما کم کم که بزرگ شدم این شور و اشتیاق کمتر شد و خوب دیگه اصراری نبود که حالا حتما عید لباس نو باشه

اما امسال من بازم شور و اشتیاق دارم که با دخترم بریم تو همه لباس فروشی ها و من براش لباسای خوشگل بخرم و همه چیشو با هم ست کنم  و هی ذوق کنم

اخییی چه کیفی میکنم

دخترکم داره هر روز شیرین تر میشه

هر روز یه چیز تازه یاد میگیره

یه حرف تازه که سعی میکنه درست تلفظش کنه و گاهی هم چقدر خنده دارن حرفاش

وقتی عروسکش میگه بابا اونم تند و تند میگه بابا بابا

اینقدر شیرین کاری یاد گرفته که یادم نمیاد کدوم رو نوشتم کدوم رو ننوشتم

عید امسال قطعا عیدی متفاوته در کنار دخترکم و همسر عزیزم

یه خانواده خوشبخت...

/ 22 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آمارین

درسته که برای ما عید دیگه رنگ و بوی بچگیامونو نداره اما حتما کاری کن که دخترکت اون حسهای شیرین گذشته ت رو بچشه. کمی که عقلش بیشتر برسه میتونی توی خاطرات خوب کودکیت شریکش کنی[قلب]

لیلی و مجنون

onا دخترتونو براتون نگه داره.. الهی که تا ابد خوشبخت بمونید.. [لبخند][گل]

مليحه

وقتي خاطرات دخترتو ميخونم تصور ميكنم انشااله سال ديگه هم من اين روزا رو پشت سر ميذارم[پلک] با اينكه دير دير سر ميزنم اما همه پستهاي نخوندتو خوندم مامان مهربون و اميدوارم هميشه همتون در كنار هم سالم و شاد باشيد...

مریم

الهییییییییییییییییییییییییییییی[ماچ][ماچ][ماچ] [گل]بلاخره آپ كردم من

دخترک

همیشه کنار هم شاد و سلامت باشید

هلن

سلاااااااااااااااااااااااااااااام عزیزم چطوری خوبی؟ بخدا الهام جون دلم برات یه ذره شده بود همیشه به یادتون بودم مخصوصا دخترک نازت و فکر میکردم به اینکه داره روز به روز بزرگتر میشه بخدا باور کن هم سرم خیلی شلوغه و هم دسترسی به نت ندارم زیاد واسه همینه که نمیاومدم ولی همیشه به یادتون بودم[خجالت]

نازیلا

سلام خوبی الهام جون خوشگلت خوبه ؟چرا عکس نذاشتی ؟[سوال]

مریم

اين دفه زود تر آپ كردم بدك نيست وقت داشتي يه سر بزن

مامان آوینا

سلام الهام. من رمزم همونه. شاید صفحه کلیدت رو فارسی بوده.

خانم متاهل

سلام گلم.................. امیدوارم همیشه همینجوری خوشبخت و ناناس باشی[قلب]